چند کلام با دانشمندان ...


1) تقریبا در آغاز ، کنجکاوی وجود داشت. آیزاک آسیموف (1920-1992) دانشمند و نویسنده آمریکایی

2) انسانها شگفتی را دوست دارند و این بذر علم ماست. رالف والئدوامرسون (1803-1882) ، نویسنده آمریکایی

3) تجربه ، مادر علم است. (این سخن ما را به یاد این ضرب المثل معروف می‌اندازد که "احتیاج، مادر اختراع است".) هنری جورج بوهن (1796-1884) ، ناشر انگلیسی

4) علم، قدرت است. (یادآور این شعر معروف فردوسی است: "توانا بود هر که دانا بود".) فرانسیس بیکن (1561-1626) ، فیلسوف انگلیسی

5) خوشا به حال کسی که توانسته است از علل امور آگاهی یابد. ویرژیل (19-70 قبل از میلاد) ، شاعر رومی

6) من ترجیح می‌دهم علت امری را بفهم تا اینکه پادشاه ایران باشم. دموکریت (370-46 قبل از میلاد) ، فیلسوف یونان باستان

7) کسی که رشد چیزها را از آغاز دیده است، بهترین نظر را در مورد آنها دارد.

8) علم عبارت است از آگاهی به پیامدها و نتایج ، و اینکه هر واقعیت بر واقعیتی دیگر اتکا دارد.

9) علم اولین حرف را در همه امور می‌زند و آخرین حرف را در هیچ امری نمی‌زند. ویکتور هوگو (1802-1885) ، نویسنده فرانسوی

10) علم آنگاه که خوب هضم شد چیزی نیست جز ادراک خوب و دلیل. (علم صرفا عقل سلیم است به بهترین وجه آن ، یعنی صحت و دقت در مشاهده و بیرحمی به سفسطه در منطق.) استانیسلاو اول (1677-1766) ، پادشاه لهستان و تامس هنری هاکسلی (1825-1895) ، زیست شناسی انگلیسی

12) علم چیزی نیست جز عقل سلیم (فهم متعارف) که تربیت دیده و نظام یافته باشد. تامس هنری هاکسلی

13) بزرگترین تراژدی علم این است: سلاخی کردن فرضیه‌ای زیبا با واقعیتی زشت. تامس هنری هاکسلی

14) هر حقیقت بزرگ علمی از سه مرحله می‌گذرد: نخست مردم می‌گویند که با کتاب مقدس منافات دارد، سپس مردم می‌گویند که همواره به آن اعتقاد داشتند. ژان لویی آگاسی (1807-1873) ، طبیعیدان سوئیسی- امریکایی

15) کل علم چیزی بیش از پالایش تفکر روزمره نیست. آلبرت اینشتین (1879-1955) ، فیزیکدان آلمانی- امریکایی

16) علم کوششی است برای سامان دادن به گوناگونی آشوبناک تجربیانت حسی ما در قالب یک نظام فکری همگون و منطقی. آلبرت اینشتین

17) برخی از کتابها را باید چشید، برخی را باید بلعید و برخی را باید خوب جوید و هضم کرد. فرانسیس بیکن

18) همه علوم ما ، در مقیاس با واقعیت، بدوی و کودکانه است، و با این حال، علم گرانبهاترین چیزی است که داریم. آلبرت اینشتین

19) اغلب اندیشه‌های بنیادی علم ساده هستند و اصولا می‌توان آنها را به زبانی همه فهم بیان کرد. آلبرت اینشتین

20) علم همواره ساده و هموار عمیق است فقط نیمه حقایق خطرناک هستند. جورج ناردشاو (1856-1950) نویسنده ایرلندی

21) نمی‌توان علم زنده‌ای داشت مگر آنکه اعتقادی باطنی و گسترده‌ای باشد به وجود نظم در اشیا و خصوصا نظم در طبیعت. آلفرد نورت وایتهد (1861-1947) فیلسوف و ریاضیدان انگلیسی

22) امور عادی و آشنا اتفاق می‌افتند و انسانها هچ توجهی به آنها نمی‌کنند. یک ذهن غیر عادی می‌خواهد تا به تجزیه و تحلیل امور واضح و آشکار بپردازد.آلفرت نورت وایتهد

23) من علم را چنین تعریف می‌کنم: سازمان دادن معلومات ما به نحوی که بر قوه پنهان طبیعت تسلط دارد. یاکوب برونوفسکی (1908-1974) ، ریاضیدان و نویسنده لهستانی- انگلیسی

24) علم چیزی نیست جز جستجو برای کشف وحدت در گوناگونی طبیعت، یا دقیقا بگویم، جستجوی وحدت در گوناگونی تجربه ما. یاکوب برونوفسکی

25) شناخت طبیعت این هدف را دارد که طبیعت انسان را بشناسد و وضعیت انسان را در طبیعت. یاکوب برونوفسکی

26) علم بدون وجدان، هلاک روح است. فرانسوا ارابله (1483-15539) ،حکیم فرانسوی و میشل دو مونتینی (1533-1592)، نویسنده فرانسوی

27) علم به همان نسبت که بر درایت ما می‌افزاید از غرور ما می‌کاهد. هربرت اسپنر (1820-1903) ، فیلسوف انگلیسی

28) در علم مهم است که همگام با پیشرفتهای علمی ، نظراتتان را تغیر و اصلاح دهید. هربرت اسپنسر

29) کار علم این است که واقعیتها را به جای ظواهر و برهانها را به جای احساسات بگذارد. جان راسکین (1819-1900) ، نویسنده و هنرمند انگلیسی

30) علم پادزهر موثری است برای احساسات ورزی و خرافات. آدام اسمیت (1723-1790) ، اقتصاددان اسکاتلندی

31) ساده ترین دانش آموز امروز با حقایقی آشناست که ارشمیدس برای دانستن آنها زندگیش را فدا می‌کرد. 

32) علم از اطلاعات واقعی تشکیل یافته است چنلانکه خانه‌ای از آجر سلاخته شده است، اما انباشته شدن محض اطلاعات واقعی به همان اندازه علم است که آجرهای روی هم ریخته ، یک خانه باشد. هانری پوانکاره، (1854-1912) ، دانشمند فرانسوی

33) علوم از پشتیبانی یکدیگر بهره می‌بینند. لویی پاستور (1822-1895) ، زیست شناس فرانسوی

34) نمی‌توان بر طبیعت فرمان راند مگر آنکه از طبیعت پیروی کرد. فرانسیس بیکن (1561-1626) ، فیلسوف انگلیسی

35) انسان بر طبیعت نه با زور بلکه با شناخت چیره می‌شود. یاکوب برونوفسو

36) علم و هنر به تمام جهان تعلق دارد و مرزها و موانع ملیت در برابر آنها از بین می‌رود. یوهان ولفانگ فون گوته (1749-1832) ، ادیب آلمانی

37) در علم اعتبار به کسی داده می‌شود که جهانیان را متقاعد سازد نه به آنکسی که نخس بار اندیشه به ذهنش خطور کرده باشد. ویلیام اوسلر (1849-1919) ، پزشک کانادایی

38) آینده به علم تعلق دارد. علم به طرز فزاینده‌ای سرنوشت ملتها را بدست خواهد گرفت. همین الان هم علم سرنوشت ملتها را در ظروف شیمی و ترازوهای فیزیک دارد. ویلیام اوسلر

39) کتابها باید دنباله‌رو علوم باشند نه آنکه علوم دنباله‌ور کتابها. فرانسیس بیکن (1561-1626) ، فیلسوف انگلیسی


نوبل


آلفرد نوبل مخترع سوئدی و بنیانگذار جایزه نوبل
 نوبل كيست؟ 


آلفردبرناردنوبل در بیست ویکم اکتبر سال ۱۸۳۳ در شهراستکهلم سوئدچشم به جهان گشود.

در ۸ سالگی به همراه خانواده‌اش عازم روسیه شد . نشانه‌های علاقه به علوم و به ویژه شیمی درهمان نخستین سالهای کودکی در وی پدیدار شد.

آموخته‌هایش را به شکل خودآموز فراگرفت و هیچ گاه تحصیلات دانشگاهی را از سرنگذراند. در سال ۱۸۶۳ به سوئد بازگشت و درکارگاه پدر در هلنبورگ به عنوان شیمیدان مشغول به کار شد. او در تولید صنعت مواد منفجره نیتروگلیسیرین موفقیت بسیاری بدست آورد.

در۱۸۶۴ انفجاری منجر به ویرانی کارخانه و مرگ چند نفر از جمله برادر جوانترش شد، پس از آن که کارخانه هایی در آلمان و نروژ ساخته شدند نوبل در ۱۸۶۷ اختراع نوعی از نیترو گلیسیرین به نام دینامیت را به ثبت رسانید. در دینامیت او نیتروگلیسیرین جذب خاک دیاتومه جامد بی اثری شده بود از این رو کارکردن با آن ایمن تر بود. این اختراع به سرعت کار ساخت و ساز ها را در بسیاری از کشورها بهبود بخشید.

نوبل در سال ۱۸۷۵ ژلاتین منفجرشونده قویتری را ارائه داد که در آن نیتروگلیسیرین با نیتروسلولز ژلاتینی شده بود. اختراع وی طرحهای بزرگ راه سازی مانند کانال کورینث و تونل گوتارد را امکان پذیرساخت. در سال ۱۸۸۷ بالبیست ماده منفجره بی‌دود را برای امورنظامی معرفی کرد، آلفرد نوبل مردی تنها غالباً بیمار فروتن کمرو و دوستدار انسان ها بود . او در دهم دسامبر سال ۱۸۹۶ پیش از تحقق ایده هایش درمنزل شخصی‌اش واقع در سن رمو ایتالیا چشم از جهان فرو بست .


قسمتی از وصیتنامه نوبل

تمام دارایی ام طبق آنچه درپی می آید تقسیم شود . این سرمایه به شکل اوراق بهادار معتبر توسط کارگزارانم از طریق تأسیس یک صندوق به عنوان جایزه سالانه به کسانی اعطا شود که طی سال گذشته خدمت بزرگی به جامعه انسانی انجام داده باشد.

جایزه مزبور به پنج قسمت مساوی تقسیم شود و هر یک از آنها به یکی از موارد زیر اختصاص داده شود: ۱سهم برای کسی که مهمترین اختراع یا اکتشاف در زمینه علوم فیزیک انجام داده است . یک پنجم برای کسی که مهمترین یا مفیدترین اکتشاف رادرزمینه علم شیمی انجام داده، یک سهم برای کسی که مهمترین کشف دررشته فیزیولوژی یا پزشکی انجام داده باشد، یک پنجم برای کسی که برجسته ترین اثر ادبی را خلق کند، ویک سهم باقیمانده به کسی تعلق گیرد که بیشترین یا بهترین اقدام را برای ایجاد صلح و برادری و فروکاستن آتش دشمنی بین ملت ها و برقراری دوستی انجام دهد.


مشخصات جوایز

جایزه نوبل شامل مدال افتخار-دیپلم شخصی و مبالغی وجه نقد است . طبق بند چهارم اساسنامه بنیادنوبل بیش از سه نفر نمی توانند درجایزه سهیم باشند . جایزه تنها به کسانی که درقیدحیات هستند تعلق می گیرد، مگرآنکه نامزدی شخص وفات یافته پیش از مرگش اعلام شده باشد، مراسم در سالن کنسرت استهکلم برگزار می شود و اعلیحضرت پادشاه سوئد شخصاً دیپلم-مدال وسند تأییدکننده مبلغ جایزه را به دست برندگان می دهد.

دیپلم افتخار فیزیک-شیمی توسط آکادمی سلطنتی علوم سوئدودیپلم فیزیولوژی یا پزشکی توسط انسیتوی کارولینا تهیه می شود، صحافی دیپلمها بر عهده صحافی hassler و falth است۰جلدها از چرم بسیارمرغوب بز است۰دیپلم فیزیک دارای جلد آبی رنگ و دیپلم شیمی و فیزیولوژی یا پزشکی دارای جلد قرمز است، به علاوه خوشنویسان آرمی که از ترکیب حروف اول اسم شخص تشکیل می شود را برروی هر یک از دیپلمهای اختصاصی برندگان حکاکی می کنند، دیپلمها درون جعبه ای از جنس مقوا که به منظورحفظ دیپلمها طراحی شده قرار می گیرند، ابعاد دیپلم نیز ۲۳در۳۵ سانتی متر است.

طبق اساسنامه بنیاد نوبل که با حضور پادشاه وقت سوئد در تاریخ ۲۹ ژوئن۱۹۰۰ تنظیم شده است هیأت اهدا جوایز موظف به تقدیم حواله مبلغ جایزه-دیپلم-مدال و تقدیرنامه اختصاصی به برندگان می باشد مدال نوبل فیزیک – شیمی -فیزیولوژی یا پزشکی وادبیات توسط مجسمه ساز و کلیشه ساز مشهور سوئدی -اریک لیندبرگ-و مدال نوبل صلح توسط مجسمه ساز نروژی گوستاو ویگلند طراحی شده است، در یک طرف مدال سوئدی تصویری از نوبل و طرف دیگر آن سالروز تولد و مرگ نوبل با حروف لاتین نگاشته شده است، این مدال تا سال ۱۹۸۰ به وزن ۲۰۰ گرم قطر۶۶میلی متر واز طلای۱۸عیار تهیه می شداز آن زمان تا کنون مدال از ترکیبی از طلای ۱۸عیار و ۲۴ عیار تهیه می شود، مبلغ جایزه در سال۱۹۰۰-۱۵۰۸۰۰کرون سوئیس بود که در سال ۱۹۲۳ به کمترین حدخود یعنی ۱۱۵۰۰۰ کرون سقوط کرد، اما در سالهای اخیر این مبلغ به طور قابل توجهی افزایش پیداکرده است ۱ میلیون کرون در سال ۱۹۸۱، ۲ میلیون در سال ۱۹۸۶، ۳ میلیون کرون در سال ۱۹۸۹، ۴ میلیون کرون در سال ۱۹۹۰، ۶ میلیون کرون در سال ۲۰۰۰ و از ۲۰۰۱ ده میلیون کرون در هر رشته به برندگان اهدا می‌شود

جایزه نوبل که هر سال در چند رشته علمی و نیز در ادبیات و صلح و اقتصاد داده می‌شود. 

  • منبع : ویکی پدیا

زندگي نامه رادرفورد شيمي دان معروف (1937 - 1871 ميلادي)


ارنست رادرفورد در تاریخ سی ام ماه اوت سال ۱۸۷۱ در حومه برایت واتر شهر نلسون واقع در ساحل شمالی جزیره جنوبی زلاند نو به دنیا آمد. او چهارمین فرزند از دوازده فرزند جیمز و مارتا رادرفورد نیوزلندی های نسل اول بود که از کودکی از استکاتلند به زلاند نو آورده شده بودند. خانواده رادرفورد یک خانواده پرجمعیت دوازده بچه ای بود که اعضای آن همه در انجام کارهای روزمره خانواده مشارکت می کردند. اهل خانه همه افرادی جدی، کلیسا رو، خوشحال و با فرهنگ بودند. علاقه مندی رادرفورد به علوم در مرحله زودی بروز کرد. او ده ساله بود که کتاب پرطرفداری به نام «خواندنیهای اولیه فیزیک» تألیف معلمی به نام بالفور استوارت به دست آورد. کتاب استوارت مشابه کتابهای خودآموز فیزیک امروزی بود که در آنها نحوه به نمایش در آوردن اصول پایه فیزیک با استفاده از اشیای ساده موجود در خانه مانند سکه، شمع، سنگ وزنه و وسایل آشپزخانه به خواننده یاد داده می شود. رادرفورد جوان سخت شیفته آن کتاب شده بود. نخستین بورس از بورسهای تحصیلی متعدد زندگی خود را در سال ۱۸۸۷ که ۱۶ ساله بود به دست آورد....
ادامه نوشته